درختان جنگل «کارا» را می سوزانند تا چای ذغالی بنوشند!+ فیلم

درختان جنگل «کارا» را می سوزانند تا چای ذغالی بنوشند!+ فیلم

                                   
  • تاریخ انتشار : 1399-06-22

گروه جامعه تازه ترین ها؛ نعیمه جاویدی: اهالی «درکه» این روزها با اشک و بغض از مرگ درختان جنگل «کارا» می گویند. بیشه ای که بومیان با کاشت درخت از آن جنگل ساختند و حالا برخی گردشگران درختانش را می  سوزانند. اگر سری به جنگل کارا بزنید، آن هم بعد از چند سال، حرف‌ های بومیان درکه را خوب درک می‌ کنید. جنگلی که با همت همین اهالی قدیمی، وسیع و سبزتر شد و هر روز درختی به درختانش اضافه. حالا امروز زخم‌ هایی بر تن سبز آن نشسته است. جنگلی که قرار بود، خرمی و آب و هوای جنگل های شمال را به شمیران، تجریش، اوین، دربند و درکه بیاورد حالا حال خوشی ندارد.

هویت ما و ریه تهران را نسوزانید

در این روزهای کرونایی که دستمان از سفر به استان های شمالی و مناطق خوش آب و هوای کشور کوتاه است، عده ای جنگل کارا را غنیمت شمرده اند تا هوایی تازه کنند. در بین این گردشگران متاسفانه برخی هوای طبیعت را ندارند. طوری از آن استفاده می کنند که گویی قرار نیست دوباره به آن سر بزنند. بومیان می‌ گویند مدتی است، برخی گردشگران غیرحرفه‌ ای شب ها در جنگل چادر می‌ زنند، شاخه و گاه حتی تنه درختان را قطع می‌ کنند و می سوزانند تا گرم شوند، چای ذغالی بنوشند،کباب و آش بخورند!

«مجید شفیع زاده»، زاده و بزرگ شده محله درکه می گوید: «ما با این درخت‌ ها قد کشیدیم. سخت است، هر بار برویم «کارا» و ببینیم یک گوشه از هویت و خاطرات ما مهم‌تر از همه ریه شمالی تهران سوزانده یا تخریب شده است. این، اوج بی احترامی به خود و بومیان یک منطقه و آسیبی جدی به محیط زیست است. کسی حق ندارد به منابع طبیعی عمومی آسیب بزند. آن هم برای یک شب اقامت و تفریح. تا قبل از این اگر زباله های رها شده توسط بعضی کوهنوردان و گردشگران، مشکل محیط زیست درکه بود این روزها این مشکل، جدی تر شده و عده‌ ای تبر به ریشه حیات درختان جنگل کارا می زنند.»

خودم درختان ازگیل و توت کاشتم

روی دیوار خانه ها و کوچه باغ های درکه نوشته شده: سلام کوهنورد! صعود به سلامت! خسته نباشی و خدا قوت یا اینکه مراقب خودت باش! این یعنی اهالی در که تا بوده نه تنها تنگ‌نظر و مانع نبوده اند بلکه گردشگران و کوهنوردان را با روی خوش استقبال و بدرقه کرده اند. حالا اما لب به گله باز کرده اند. «سیدحسن میرغفوری»، از قدیمی‌ های درکه است. حالا پادرد و کمر درد این امکان را نمی دهد تا به جنگل و پناهگاه پلنگ چالی برود که روزگار جوانی، هفته ای دست کم یک بار سر می زد به آنجا. او می گوید: «بخشی از جنگل‌ های کارا  پلاک ثبت و مالکیت شخصی دارد. جزو املاک چند نسل از بومیان محله به شمار می‌ رود. ازگیل، شاه توت، توت، گیلاس و گردو کاشتم در کارا، درخت مثمر و غیرمثمر. برادران آور به بزرگ‌ترهای ما پیشنهاد داده بودند، درخت بکارند تا اینجا خرمتر شود. کارا از اول این طور نبود تنُک تر و بافت درختی اش کمتر بود.» حرف‌هایش درست است. طایفه های «میرغفوری»، «میرعمادی» و «میرزمانی» از طایفه هایی هستند که با کاشت درخت، این جنگل را سرسبزتر کردند. 

 

کلاغ گردو کاشته، شما ادعا داری؟

جنگل کارا حالا دو قسمت دارد، میرغفوری می‌گوید: «باغدار و جنگلدار بخیل نیست که اگر یک گردشگر یا چند رهگذر کمی از میوه و محصولاتش چید و خورد، طاقت نیاورد. مشکل از جایی شروع شد که یک عده به درخت ها آسیب زدند به هوای بستن تاب، چیدن میوه یا جمع کردن هیزم. یا شاخه ها را ناخواسته می شکستند یا با ارّه به جان درخت می افتادند و به دسترنج یک عمر باغدار و جنگل کار، لطمه می زدند.» بومی درخت کار درکه که حالا پا به سن گذاشته و هر سئوالی از او می‌پرسم باید اول از همسرش بپرسیم تا او با صدای بلند از حاجی بپرسد؛ گوش هایش بسیار سنگین شده و پاسخ هایش با مکث به ما می رسد. خاطره و گفتنی از روزهای دور و دراز درکه دارد. میرغفوری از اینکه کار با تذکر، خواهش، تمنّا و به زبان گرفتن این گردشگرها شروع شده اما فایده نداشته، می‌ گوید: «وقتی گله می کردیم باباجان! چرا شاخه درخت را می‌شکنی؟ درخت هوا می کشد و خشک می شود از بعضی ها جواب های عجیب و غریب می شنیدیم. مثل این یکی که می گفتند، گردوها را کلاغ آورده چال کرده اینجا. حالا درخت شده و شما ادعا داری؟! راستش بعد از چند بار شنیدن این جملات عجیب، اهالی تصمیم گرفتند دور زمین و جنگل کاری خودشان حصار بکشند. بخش خصوصی جنگل از بخش عمومی آن جدا شد.» 

تکیه سوخت، گردشگرها آمدند کمک

بخش عمومی جنگل کارا که مالک خصوصی و فنس‌کشی ندارد جایی حوالی روددره و آبشار کارا به سمت ارتفاعات پلنگ چال است این روزها با مشکل جدی رو به رو شده. «مجید شفیع زاده» می گوید: «این جنگل، حق و مال همه مردم تهران و ایران است اما یک عده خودخواهی و بی مبالاتی می‌ کنند در استفاده.» شفیع‌ زاده، توضیح می‌دهد. دوربین و ما را با حرف هایش همراه می کند و می برد به سمت نقاط آسیب دیده: «من ۵۴ سال عمر از خدا گرفته ام که همه در این محله گذشته است. اهالی گردشگرها را دوست دارند. گردشگران اخلاق مدار و حرفه ای هم خیلی اهالی اینجا را دوست دارند. «ری استارت» که تکیه درکه را آتش زد بعضی کوهنورد ها و گردشگرها پا به پای ما برای جمع کردن لوازم سوخته و نیمه سوخته تکیه درکه با چشم گریان به کمک آمدند. روی سخن ما مهمان های ناخوانده و گردشگر نماهایی است که رفتارهای غلطشان، آفت طبیعت «کارا» و «دره گورا» شده. اهالی واقعاً ناراحت هستند. کنار رودخانه و آبشار چادر می‌ زنند. برای یک اقامت شبانه درخت می برند و می سوزاند. هر بار می آییم کارا و این وضع را می‌ بینیم، واقعاً قلبمان به درد می آید. گردشگری هم اصول و آداب دارد. مخصوصاً طبیعت‌ گردی. خدایی ناکرده اگر یکبار این آتش ها به جان کل جنگل بیفتد و بسوزد چه می‌ شود؟ آن وقت پشیمانی چه فایده‌ ای دارد؟ می شود درخت ها و جنگل را بر گرداند؟»

ما هوای گردشگرها را داریم

این‌ بومی درکه می‌ گوید: «یک راز حفظ منابع طبیعی، استفاده از مشارکت داوطلبانه بومیان برای تقویت و صیانت از آن بافت است. کارا با تلاش همین بومی‌ ها جنگل کارای امروز شده است از طرفی قوانین اقامتی، گردشگری و نظارت هم لازم است. جنگل کاری هم باید در این محدوده با فرهنگ سازی و دائم انجام شود.» شفیع زاده از عرق و دلسوزی بومیان درکه برای گردشگران می گوید: «ما هر کاری بتوانیم برای حفظ سلامت گردشگران و محیط زیست اینجا انجام می دهیم. برای مثال، مسئولان شهرداری از ما خواستند به آن ها برای تامین موتوربرق، نرده کشی و رنگ آمیزیِ اعلام احتیاط و خطر سقوط در مسیر کوهنوردی کمک کنیم. بردن موتورهای برق توسط پیمانکارانی غیربومی به این محدوده کار سختی است. طولی نکشید، مسیر را نرده کشی کردیم. با رنگ نارنجی که نشان دهنده خطر باشد، رنگ‌آمیزی کردیم. آن هم در فصل زمستان و پاییز که این محدوده به شدت لغزنده است. در این محدوده، آلاچیق هایی وجود دارد که مردم استفاده می‌ کنند. سالهاست که استفاده می شود و به شدت آلوده و کثیف شده بودند. با استفاده از مواد شوینده و فشار آب، آلاچیق ها را برق انداختیم تا خانواده‌ ها آن هم با توجه به شرایط کرونا در محیط سالم تری بنشینند. برای تجهیز اتاق بحران در ارتفاعات این محدوده هم هر کار از ما برآمده انجام دادیم. از بردن مصالح تا تامین آب لوله‌کشی و حالا هم برای برق کشی.»

8 دهه تلاش برای خرم شدن کارا

جنگل کارا در واقع بیشه زاری است که دارای دو قسمت مالکیت خصوصی و منابع طبیعی است که قدمت آن را تا ۸۰۰ سال هم نوشته اند. حدود ۸۰ سال قبل «سیدهاشم» و «سیدعلی آور» از ملاکان جنگل از بومیان محل دعوت می‌ کنند با کاشت درخت میوه و غیر میوه‌ ای این ییلاق جنگلی را سرسبزتر کنند و درختان کارا را بیشتر. حالا بخش خصوصی جنگل‌ در قالب باغ های کوهستانی مالک دارد و دست به دست می شود بین وارثان. اما بخش عمومی آن با رفتارهای نادرست برخی گردشگران به مخاطره افتاده. حرف یکی از بومیان دردناک است: «درختان این جنگل ها برای ما بومیان، حکم اولاد دارد. هر روز وقتی می آییم و می بینیم یکی از این درخت ها به آتش کشیده شده یا بریده شده قلبمان تیر می کشد و چشمانمان پر از اشک می شود.»

/انتهای پیام