
استقبال گرم مخاطبان از اکران فیلم «کوچ»
علاقهمندان به هنر هفتم در پنجمین شب برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم در قم به تماشای فیلمهای «کوچ»، «غبار میمون»، «نیم شب»، «کارواش» و «کافه سلطان» نشستند.
پردیس سینمایی بازار شهر در اولین سانس شب پنجم جشنواره پذیرای انبوه تماشاگرانی بود که برای تماشای فیلم «کوچ» راهی سینما شده بودند. فیلمی که با استقبال خوب مخاطبان همراه و تمامی بلیتهای آن به فروش رسیده بود و در پایان هم مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.
محمد اسفندیاری در اولین فیلم بلند خود دوران شکلگیری شخصیت فرمانده محبوب ایرانیان، حاج قاسم سلیمانی را از کودکی تا آستانه جوانی و ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تصویر میکشد، فیلمی که به اثری شریف، دوستداشتنی و موفق تبدیل شده و مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
استفاده گسترده از بازیگران بومی و نابازیگران کرمانی، داستان را باورپذیر کرده و فیلمساز به خوبی از پس هدایت نابازیگران برآمده، چراکه در بازی اکثر بازیگران، بیرونزدگی خاصی وجود ندارد و هیچکدام گلدرشت بازی نمیکنند.
طراحی صحنه و لباس و گریم فیلم بویژه در مقطع کودکی و نوجوانی به یکی از برگههای برنده فیلم تبدیل شده و فضایی باورپذیر و منسجم خلق کرده است. فیلمساز در دقت به جزئیات، سعی ستودنی داشته و تلاش وافری کرده تا چهره واقعی روستاها و عشایر کرمان را در دهههای ۳۰ تا ۵۰ به تصویر بکشد و در این کار موفق است.
«کوچ» را باید یکی از بهترینهای جشنواره امسال دانست و از حالا چند سیمرغ برای آن کنار گذاشت، با این حال به باور منتقدان، فیلم میتواند در تدوین مجدد ضربآهنگ بهتری به خود بگیرد.
مخاطبان پردیس سینمایی بازار شهر در دومین سانس به تماشای «غبار میمون» نشستند، فیلمی که میخواهد در قامت یک تریلر سیاسی امنیتی ظاهر شود، اما در دام کلیشههای نخ نما و روایتهای مصرف شده گرفتار و به اثری کشدار و ناامیدکننده تبدیل میشود و مخاطب را با خستگی از سالن خارج میکند.
این فیلم میتوانست با روایتی منسجمتر، شخصیتپردازی و حذف خردهروایتهای زائد، به یک اثر سیاسی قابل تأمل تبدیل شود، اما آنچه در جشنواره به نمایش درآمد، بیش از آنکه یک فیلم سینمایی باشد، به تلهفیلمی ضعیف شباهت دارد.
اما فیلم دیگری که در قالب سانس ویژه رایشان پرده پردیس سینمایی بازار شهر رفت، جدیدترین ساخته محمدحسین مهدویان با نام «نیم شب» بود. فیلمی که با استقبال مخاطبان تمامی صندلیهای سالن تکمیل شده بود و تعدادی از عوامل اجرایی هم به صورت ایستاده فیلم را تماشا کردند.
اما مخاطبان سینما تربیت در سانس اول به تماشای «کارواش» به کارگردانی احمد مرادپور نشستند. فیلم درباره قصهای حساس و کمتر پرداختشده در سینمای ایران، یعنی فساد اقتصادی و پولشویی رفته و تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از تأثیر این فسادها بر زندگی مردم عرضه کند.
از نقاط قوت فیلم، توجه به روایت چندلایه و تدوینهای موازی هوشمندانه است که به درک بهتر مخاطب از روابط پیچیده بین شخصیتها و جریانهای اقتصادی کمک میکند.
در میان بازیها، حسین مهری نقشآفرینی قابل توجهی ارائه میدهد و در کنار امیر آقایی، پانتهآ پناهیها و خاطره اسدی ترکیبی شکل گرفته که وزن دراماتیک فیلم را بالا برده است.
در مجموع، «کارواش» با وجود برخی ضعفها، نویدبخش تأملی جدید در سینمای اجتماعی کشور است و میتواند آغازگر جریانی باشد که روایتهای اقتصادی را از سطح به عمق ببرد.
«کافه سلطان» دومین فیلمی بود که برای مخاطبان سینما تربیت به نمایش درآمد. فیلمی که به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی تلاش میکند میان درام خانوادگی و مضمون جنگ، تعادلی انسانی و واقعی برقرار کند.
رزاقکریمی در این فیلم مستقیماً به جنگ ۱۲ روزه نمیپردازد، بلکه از آن به عنوان زمینهایی برای تحول روابط شخصی و عاطفی شخصیتها بهره میگیرد؛ رویکردی که در ابتدا نقطهی قوت فیلم است اما در ادامه، مسیرش را از دست میدهد.
در نیمه نخست فیلم، روایت با حوصله و تکیه بر جزئیات روان شناختی شکل میگیرد. روابط خانوادگی آرامآرام در دل یک کافه کوچک لوکیشنی که بهدرستی کارکرد دراماتیک دارد رشد میکند.
در حوزه بازیگری، آزیتا حاجیان در نقش «مهتاب» درخشانترین نقطهی فیلم است. او برخلاف تصویر کلیشهای مادران در سینمای ایرانی، شخصیتی میآفریند که هم استوار و مستقل است و هم از ظرافت عاطفی برخوردار.
آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در تازه ترینها دنبال کنید.



نظرات
0 دیدگاه