برای «عمو نظام» و صدای سکوتش

برای «عمو نظام» و صدای سکوتش

    خبرگزاری ایسنا: خبر کوتاه و ناباورانه بود، نظام‌الدین کیایی که در میان اهالی سینما به «عمو نظام» سینمای ایران معروف بود، پس از تحمل یک دوره بیماری از دنیا رفت.

    او سال‌ها قبل در گفت‌وگوهای تاریخ شفاهی در موزه سینما نکاتی را درباره کارش و دوران کودکی‌اش مطرح کرده بود که با هم مرور می‌کنیم.

    ** من در سال ۱۳۲۲ در تهران متولد شدم و به گونه‌ای رشد کردم که پیش از سال‌های دبیرستان با سینمای ایران آشنا بودم و خانواده‌هایی را می‌شناختم که از جمله سینماداران و تهیه‌کننده‌های مطرح سینمای ایران بودند. پدر من با وجود اینکه فردی مذهبی بود اما علاقه زیادی به سینما داشت و با دوستان خود همواره به تماشای فیلم‌ها در سینماها می‌نشست. 

    ** اولین فیلمی که در سینما دیدیم «میلیونر» نام داشت، آن زمان شش سال داشتم و با پدر به سینما رفتم. بازیگر خانم آن فیلم زنده یاد شهلا ریاحی بود که متاسفانه از میان ما رفته است، او همسایه ما بود و این موضوع بسیار برای من جالب به نظر می‌رسید. زیرا ابعاد واقعی او با آنچه رایشان پرده دیده می‌شد بسیار متفاوت بود و این موضوع دارای نوعی خاصیت جادویی برای من بود. به همین دلیل پس از تماشای این فیلم تا مدت‌ها مقابل خانه او می‌ایستادم تا بلکه بتوانم او را ببینم.

    برای «عمو نظام» و صدای سکوتش

    ** بعدها به این نتیجه رسیدم که سینما مقوله‌ای مهم است و بدون عمق نگاه نمی‌توان به آن نزدیک شد. سینما یک هنر شخصی نیست بلکه امری گروهی محسوب می‌شود. برای مثال در امر صدابرداری باید این فرآیند به گونه‌ای صورت بگیرد که در نهایت اوامر و خواسته‌های کارگردان و فیلمبردار به ثمر بنشیند. بنابراین نیاز است که یک صدابردار با حوزه‌های کارگردانی، فیلمبرداری، نور، پرسپکتیو و… آشنا باشد. اگر صدابرداری موفق به ضبط صدای سکوت شود، می‌تواند ادعا کند که صدابردار خوبی است. صدا زمانی شنیده می‌شود که سکوت شکسته شود.

    ** زمانی که وارد سینمای ایران شدم، آشنایی من با علی عباسی که معتبرترین تهیه‌کننده سینمای ایران بود، نقطه عطف به شمار می‌رود. من به همراه یکی از دوستانم که با عباسی درباره اکران فیلمش قرار ملاقات داشت، راهی دفتر او شدم. عباسی از من خواست که ظهر فردای آن روز به دیدنش بروم. او به من پیشنهاد کرد که به عنوان نماینده‌اش در صحنه فیلمبرداری فیلم «هنگامه» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان حضور داشته باشم. هنگامی که کار شروع شد خاچیکیان از من خواست که به عنوان دستیار او نیز فعالیت کنم. همان زمان رفاقتی ویژه میان من و خاچیکیان به وجود آمد.

    دنبال کسی باشید که صدای سکوتتان را بشنود

    نظام‌الدین کیایی در کارگاه «نقش صدا در زندگی و سینما» هم خطاب به جوانان گفته بود: من هم همسن شما جوانان بودم این راه و حرفه را انتخاب کردم و از انتخابم بسیار راضی هستم و اگر  ۱۰ بار دیگر هم به دنیا بیایم باز هم همین راه را انتخاب می‌کنم. آینده سینما متعلق به شماست و خیلی خوب است که به سینما علاقه دارید اما برای سینماگر شدن باید تلاش کنید. 
    باید بدانید تا زمانی که پا جای پای استاد می‌گذارید ترقی نمی کنید و همیشه دنباله‌رو او هستید، درحالیکه از یک مقطع دیگر باید راه خود را جدا کنید و راه خود را بروید. این واقعیت زندگی است. نکته مهم این است که اگر شاگردان یک استاد در دانشگاه، از او جلوتر نروند کار آن استاد ارزشی ندارد.   

    ** در دوران دبیرستان همکلاسی ام «سهراب شهیدثالث» بود که همسن و سال ما بود اما نوع تفکرش با بقیه تفاوت داشت و بعدها یکی از بهترین کارگردان‌های دنیا شد. من و سهراب دوست داشتیم سینماگر شویم و برای همین ادامه تحصیل در رشته سینما به اتریش رفتیم. نگاه او با دیگران تفاوت داشت؛ به خاطر دارم او بعد از دیدن یک فیلم کوتاه که چیزی از آن نفهمیده بودم، تحلیل خوبی ارائه داد که این نشان از نگاه منتقدانه و منصفانه او بود. به همین دلیل تاکید می‌کنم که سینماگران در کنار آموزش‌های سینمایی باید نقد هم بدانند.

    ** در این جایشان که زندگی می‌کنیم صدا از بین نمی‌رود. اگر روزی در تکنولوژی به جایی برسیم که بتوانیم صداهایی که در تاریخ ایجاد شده را بشنویم حتی می‌توانیم صدای کسانی که از دنیا رفته اند را بشنویم زیرا صدا هرگز نمی‌میرد. 

    ** با زنده یاد داریوش مهرجویی از بچگی دوست بودم. او فلسفه خوانده بود و نگاه درون‌گرا داشت و با همین نگاه کارگردان شد و با هوشمندی که داشت فیلم «گاو» را ساخت. به جرات می‌توان گفت هر فردی در فیلم مهرجویی بازی می‌کرد در سینما ماندگار می‌شد. من معتقدم بهترین نقش علی نصیریان در فیلم «آقای هالو» بود. مهرجویی با اینکه جوان بود بازیگران را به به خوبی هدایت می کرد و برخلاف تصورها بداخلاق نبود و طنز خاص خودش را داشت. مهرجویی فیلم «هامون» را زمانی ساخت که سینما این گونه نبود؛ کسی این نگاه نو را به سینما نداشت همانطور که آقای هالو در سبک و فرم جدید بود. «سنتوری» هم فیلم درستی بود که او تمام ثروت و سرمایه خود را رایشان آن گذاشت.

    ** امیر نادری جزو صمیمی‌ترین دوستان من است؛ او در سینما نابغه است. زمانی که با ساموئل خاچیکیان کار می‌کردم امیر نادری عکاس فیلم ما بود. از سینما تاج آبادان عاشق سینما شده بود و در ذهنش تصویر و سینما بود. حتی عکس‌هایی که سر صحنه می‌انداخت را روز بعد با خود خاچیکیان چک می‌کرد و برای ارتقای کار خود درباره کادربندی‌ها مشورت می‌کرد.

    ** کیارستمی سینماگری هوشمند بود که وقتی فیلم‌های او را می‌بینید، نمی‌دانید فیلم مستند دیده‌اید یا داستانی. در فیلم‌های کیارستمی نمی‌توانید جای بعدی دوربین را حدس بزنید؛ به همین دلیل معتقدم کیارستمی به الفبای سینما حروف جدیدی اضافه کرده است.

    ** گاهی باید سکوت کنیم تا شنونده بهتری باشیم. در زندگی همه ما مجبوریم یک دوست و یا شریک انتخاب کنیم. به دنبال این نباشیم کسی را پیدا کنیم که حرف ما را بفهمد بلکه باید به دنبال کسی باشیم که سکوت ما را بفهمد؛ کسی که سکوت ما را بفهمد آینده ما را نیز خواهد فهمید.

    نظام‌الدین کیایی یک بار سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را در بخش بهترین صدابرداری برای فیلم «نون و گلدون» دریافت کرد و یک بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر برای «شمعی در باد» شد.

    این صدابردار سینمای ایران با بسیاری از کارگردان‌های سینما همچون داریوش مهرجویی، پوران درخشنده، پرویز شیخ طادی، علیرضا رئیسیان، ابوالحسن داوودی، ابوالفضل جلیلی، مهدی صباغ زاده و … همکاری داشت.

    مراسم خاکسپاری نظام‌الدین کیایی روز یکشنبه ۱۹ بهمن ساعت ۱۰ صبح در قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد و مراسم یادبود این هنرمند نیز توسط خانه سینما با همکاری انجمن صدابرداران روز دوشنبه ۲۰ بهمن ساعت ۱۵ تا ۱۷ در موزه سینما برگزار خواهد شد.

    برای «عمو نظام» و صدای سکوتش

     

    آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در تازه ترینها دنبال کنید.