بی‌رغبتیِ پزشکان عمومی برای ورود به تخصص/صندلی‌های خالی رشته‌های حیاتی پزشکی

بی‌رغبتیِ پزشکان عمومی برای ورود به تخصص/صندلی‌های خالی رشته‌های حیاتی پزشکی

    دکتر احمد ولی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا، درباره موضوع ورود پزشکان عمومی به دوره‌های تخصصی اظهار کرد: سختی کار زیاد و درآمد پایین در ارتباط با ورود پزشکان عمومی به دوره تخصصی چه در دوره‌ دستیاری و چه در شرایط کاری طرح تخصص پس از دوره دستیاری، مطرح است. بسیاری از پزشکان عمومی به دلیل سختی شرایط موجود ترجیح می‌دهند که وارد دوره تخصصی نشوند. 

    او درباره تعداد پزشکان عمومی در ایران توضیح داد: آمار دقیق تعداد پزشکان عمومی و میزان ورود آنها به دوره‌های تخصصی در رشته‌های مختلف در اختیار وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی است. صرف نظر از تعداد پزشکان عمومی، انگیزه این گروه از پزشکان برای ورود به دوره تخصصی طی سال‌های اخیر به شدت کاهش یافته و این روند ادامه دارد. 

    آزمون دستیاری از آزمون‌های پرطرفدار بود

    رئیس انجمن پزشکان عمومی با بیان اینکه آزمون دستیاری از آزمون‌های مهم و پرطرفدار کشور در حوزه پزشکی در گذشته بود، افزود: پزشکان بسیاری در این آزمون در گذشته شرکت می‌کردند؛ رقابت بسیار سنگین بود و ظرفیت تمام رشته‌ها پر می‌شد. متأسفانه، شرایط رشته‌های تخصصی طی یک دهه اخیر و به‌طور مشخص چهار تا پنج سال اخیر، به شدت نامطلوب شده است.  

    شرایط سخت برای متخصصان جوان

    ولی‌پور با بیان اینکه مدت‌زمان تحصیل دوره تخصص و طرح پس از آن ۶ تا ۷ سال است، گفت: دوره‌ای که شامل چهار الی پنج سال تحصیل و دو سال طرح است. شرایط تحصیل در دوره تخصص به نحایشان است که متخصصان جوان پس از پایان این شش سال و هنگامی که وارد بازار کار می‌شوند نیز با شرایط مناسبی مواجه نیستند. 

    دلایل خالی‌ماندن صندلی‌های دوره تخصص

    رئیس انجمن پزشکان عمومی ادامه داد: شرایط تحصیلی و شغلی سبب شده که تعداد زیادی از صندلی‌های دوره تخصص خالی بماند؛ به‌طوری که بیش از ۵۰ درصد صندلی‌های رشته‌های طب اورژانس، بیهوشی، عفونی، اطفال و حتی داخلی که جزو رشته‌های ماژور و حیاتی محسوب می‌شوند، خالی است و این رشته‌ها با کمبود داوطلب مواجه‌ هستند.  

    او با بیان اینکه انگیزه کافی برای ورود به دوره تخصص در حال حاضر وجود ندارد، گفت: حقوق بسیار پایین در دوران رزیدنتی و طرح و پس از آن تعرفه‌های بسیار پایین خدمات تخصصی از دلایل بی‌رغبتی تحصیل در رشته‌های تخصصی است. شرایط به نحایشان است که کار طبابت با تعرفه‌های دستوری فعلی توسط دولت و بیمه ها دیگر صرفه اقتصادی ندارد. 

    تعرفه‌های کنونی پاسخگایشان هزینه‌ها نیست

    ولی‌پور درباره هزینه‌های بالای طبابت گفت: تعرفه‌های فعلی پاسخگایشان هزینه‌های تأسیس مطب و تأمین تجهیزات پزشکی و حقوق پرسنل نیست. هنگامی که پزشکان عمومی محاسبه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که می‌بایست چهار سال دوره تخصص و دو سال طرح را بگذرانند تا به مرحله‌ای برسند که بتوانند به عنوان متخصص مطب افتتاح کنند، آن هم با هزینه‌های بالا و تعرفه‌هایی که جوابگایشان هزینه‌های جاری مطب نیست به سمت سایر مشاغل کشیده می‌شوند؛ علاوه بر مهاجرت جغرافیایی به سایر کشورها، مهاجرت شغلی نیز در داخل کشور در جامعه پزشکی اتفاق می‌افتد. 

    کاهش اقبال از رشته‌های مادر

    او درباره کاهش اقبال به رشته‌های مادر تخصصی گفت: رشته‌هایی مانند بیهوشی، اطفال، طب اورژانس و داخلی جزو رشته‌های مادر تخصصی محسوب می‌شوند. وزارت بهداشت، طرح‌های مختلفی مانند تحصیل مستقیم از دوره کارورزی عمومی به تخصص در رشته‌های بیهوشی، طب اورژانس و اطفال را بدون گذراندن طرح تصویب کرده و این طرح طی سال‌های اخیر اعمال شده اما نتیجه‌ای نداشته است. حتی در برخی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی امکان ورود بدون آزمون نیز فراهم شد، اما باز هم داوطلبی برای ثبت‌نام وجود نداشت. 

    افزایش ظرفیت، راهگشای شرایط کنونی نیست

    رئیس انجمن پزشکان عمومی ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد که مشکل عمیق‌تر از آن است که با این‌گونه طرح‌های مقطعی حل شود. با این حال، قانون‌گذاران بدون توجه به واقعیت‌های موجود، به دنبال افزایش ظرفیت پذیرش تخصص هستند؛ به طور مثال، از ۱۰۰ صندلی یک رشته تخصصی فقط ۱۰ نفر ثبت‌نام می‌کنند، افزایش ظرفیت به ۲۰۰ صندلی هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. این رویکرد نه‌تنها راهکار نیست، بلکه رفتن به سمت ثبت نام‌های بدون آزمون می‌تواند به کیفیت درمان نیز آسیب وارد کند.  

    ولی‌پور با تأکید بر لزوم واقعی‌سازی تعرفه‌ها گفت: در حال حاضر، ویزیت یک متخصص در رشته‌هایی مانند کودکان و داخلی و عفونی و بیهوشی حدود ۳۰۰ هزار تومان است که به طور قطع، پاسخگایشان هزینه‌های مطب و مرکز درمانی نیست. در بخش دولتی نیز پرداخت‌ها با تأخیرهای طولانی انجام می‌شود و همین موضوع انگیزه فعالیت در بخش دولتی را از بین می‌برد. مجموعه این مسائل سبب می‌شود پزشک عمومی به این نتیجه برسد که مسیر تخصص، مسیر طولانی و ناامیدکننده‌ای است که در نهایت به تأمین خواسته‌های شغلی و معیشتی او منجر نمی‌شود؛ بنابراین یا شغل خود را در داخل کشور تغییر می‌دهد یا برای ادامه تحصیل و کار به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کند.

    آخرین و مهم ترین اخبار سلامت را در تازه ترینها دنبال کنید.