
ثبت یک تجربه مشترک از همدلی/ «سقف» سراغ کدام روایت از جنگ ۱۲ روزه رفت؟
ابراهیم امینی کارگردان فیلم سینمایی «سقف» که به جنگ ۱۲ روزه می پردازد و امشب ۱۹ بهمن در خانه جشنواره نمایش دارد در این باره به خبرنگار مهر بیان کرد: برای من پرداختن به یک تجربه همگانی مهم بود. به عبارت دیگر، تلاش کردم جنگ ۱۲ روزه را از منظری روایت کنم که به گمانم طیف گستردهای از مردم ایران، یا دستکم استان تهران، آن را تجربه کردهاند. آن هم از این منظر که خیلی از خانواده ها مجبور شدند خانه و زندگی خود را ترک کرده و در جایی دیگر زندگی کنند.
از مهاجرت و ترک وطن تا همدلی در جنگ ۱۲ روزه
ایشان اضافه کرد: این اتفاق نوعی مهاجرت یا ترک وطن بود و من سعی کردم از این منظر به ماجرا بپردازم. محوریت روایت را هم بر خانواده قرار دادم. دلیل این انتخاب هم نخست، تجربه زیسته شخصی بود و دوم اینکه معتقد هستم این اتفاق قابلیت همذات پنداری دارد و میتواند عده زیادی از مردم را به سایشان همدلی سوق دهد. با این امید و به این انگیزه، در این فیلم سراغ جنگ ۱۲ روزه رفتم.
این کارگردان درباره اینکه چگونه فیلم را از شعارگرایی دور کرده است، عنوان کرد: سعی کردم مسیری را که در این سال ها در کنار کارگردانان دیگر پیش رفته بودم اینجا هم ادامه بدهم به ویژه که موضوع پتانسیل شعاری شدن را هم داشت. تلاش من پرهیز از شعارزدگی بوده است اما اینکه چقدر موفق بوده ام مخاطب باید بگوید.

امینی درباره انتخاب بازیگران در فیلم و اینکه چقدر تلاش کرده از کلیشه ها دوری کند، گفت: هم در فیلم «چشم بادومی» و هم در آثاری که نقش بازیگردان را برعهده داشتهام، تجربه ویژهای را از سرگذراندم و آن هم انتخاب نامتعارف بازیگران در نقش هایی بوده است که به طور معمول کمتر به آن فکر می کنیم یا انتظارش را داریم. در بیشتر تجربه های قبلی هم خوب جواب گرفتیم.
دلیل انتخاب بازیگران کمدی
ایشان اضافه کرد: چراکه بسیاری از بازیگران ما ظرفیتها و پتانسیلهای آزادنشدهای دارند که وقتی در جایگاهی تازه، با نقشی جدید قرار میگیرند، آن قابلیتها میتواند شکوفا شود. به ویژه بازیگران کمدی که به نظر من بازیگرانی بسیار باهوشی هستند و تسلط قابل توجهی بر زمانبندی دیالوگ و ریتم دارند. معتقد هستم خیلی از بازیگران کمدی میتوانند در ژانرهای غیر از کمدی نیز بازی کنند و تواناییهای خود را گسترش دهند.
کارگردان «سقف» درباره انتخاب بازیگران کمدی در فیلم گفت: دلیل اصلی این انتخاب به لحن فیلم بازمیگردد که فیلمی کاملاً دراماتیک و تراژیک نیست. لحظه هایی در طول فیلم، داریم که به فضای کمیک یا با نشاط و مفرح نزدیک می شود. بنابراین، سابقه بازیگران در این زمینه بسیار کمککننده بود. اگر بازیگری حضور میداشت که تماشاگر تنها سابقهای جدی از او به خاطر میآورد، با توجه به اینکه لحن کلی و غلبه موقعیتها با کمدی یا فضای شاد نیست، ممکن بود مخاطب آن لحظات را باور نکند یا حتی متوجه منظور یا شوخی آن موقعیت نشود. درواقع بازیگر در تعیین لحن فیلم ما نقشی تعیینکننده داشت.
امینی درباره روایت موقعیتهای کمدی بر بستری از قصههای واقعی بیان کرد: بخش قابلتوجهی از فیلم، به شکل غیرمستقیم، ما به ازای واقعی دارد. بخشهایی از آن را بهطور مشخص خودم و خانوادهام در طول جنگ تجربه کردیم و بخشهای دیگری را نیز از اطرافیان مشاهده کردم و شنیدم. درواقع این پروژه برای من از همان روزهای جنگ ۱۲ روزه، شروع شده بود. البته نه به عنوان یک پروژه مشخص، اما موقعیتی که در آن قرار داشتیم، موقعیتی بسیار ویژه بود و اتفاقی بود که کمتر در زندگی افراد رخ میدهد. بنابراین، در همان روزها به این فکر می کردم که این تجربه مشترک و این وضعیتی را که در آن قرار گرفته ایم به شکلی ثبت کنم.

داستان کوتاهی که فیلم سینمایی شد
نویسنده فیلمنامه «ماجرای نیمروز» درباره فرایند شکل گیری فیلم توضیح داد: انتخاب اولیه من چیزی شبیه به خاطرهنگاری یا یادداشتبرداری بود. پس از آن، به داستان کوتاه فکر کردم که چاپش کنم. به مرور که جنگ پایان یافت، تا حدی فضای کار فراهم شد و پس از مشاهده آن احساس همدلی و وحدت عجیب و غریبی که در پایان جنگ میان تمامی مردم پدید آمده بود، احساس کردم که این موضوع اساساً میتواند به یک فیلم تبدیل شود و مناسب است که درباره این مفهوم و این با هم بودن، فیلمی ساخته شود. به مرور زمان، این ایده در ذهنم به یک پروژه تبدیل شد و سپس آن پروژه ذهنی به پروژهای عینی بدل شد.
امینی درباره تجربیات مردم در جنگ ۱۲ روزه اظهار کرد: در مسیر فیلمنامه، با توجه به محدودیت زمانی، با افراد بسیاری گفتگو کردیم، مصاحبه گرفتیم و پای تجربیات آنان نشستیم. احساس کردم که این تجربیات و خاطرات تا چه اندازه پرتکرار هستند. بنابراین میتوانم تأکید کنم که بخشهای زیادی از فیلم دارای ما به ازای واقعی هستند.
کارگردان «سقف» درباره دشواری های تولید این پروژه نیز عنوان کرد: دشواریهای ما از جنس تولید فیلم جنگی نبود، هرچند صحنههای مرتبط با جنگ نیز در فیلم داریم اما فشردگی زمان بیشترین تأثیر را رایشان کار ما داشت و ما را با چالش مواجه کرد. چرا که پروژه با تأخیر زیادی آغاز شد و زمان بسیار محدودی از مرحله نگارش تا همین روزهای آخر در مرحله پس تولید بودیم.
ایشان اضافه کرد: همچنین عوامل دیگری مانند سرمای هوا و تغییر فصل – که خارج از کنترل ما بود – نیز به این چالش ها اضافه شد و در مجموع، پروژه را به کاری چالشبرانگیز تبدیل کرد. با این وجود، با تدابیر سعید خانی و راهحلهایی که برای تحقق کار در زمان کوتاه ارائه دادند، توانستیم از این دشواریها عبور کنیم و کار را به پایان برسانیم.
امینی در پایان درباره پیش بینی اش از بازخوردها بیان کرد: باید ببینیم چه اتفاقی برای فیلم رخ خواهد داد و واکنش مردم، اهالی رسانه، منتقدان و مخاطبان فیلم چگونه خواهد بود. همانگونه که آقای بیضایی در پایان «مرگ یزدگرد» نوشت «اینک داوران اصلی از راه میرسند».
آخرین و مهم ترین اخبار هنر را در تازه ترینها دنبال کنید.



نظرات
0 دیدگاه